مونده م تو خودم.
فکر نمیکردم انقدر کوچیک باشم که تو بزرگی خودم گم بشم.
تو شهر متروک تنم،
حماسه ها دارن میمیرن و باد ویرونی داره تو ذره
ذره ی هستیم ناله ی مرگ میخونه.
یه دنیا تکرار، فرار بسوی نیمرخ سایه ی یه درخت خشکیده رو دیوار کوچه ی گره خورده ی بغض تنم، بودنم رو عین
خاک تو خودش مدفون میکنه. ای گله ی گرگزده نفس بکش. ای تن بی تن من نفس بکش. تو
باید زنده بمونی. توباید زنده بمونی کثافت ...
دق کردم درآن زمستان یخی نگاهت من در کوچه های حسرت همان نگاه گم شده ام هوووووواررررررررر من اینجام با همان شلوار جین آبی و همان موهای نون خامه ای و همون عینک هری پاتری و...